موضوع آزمایش: زندگی کردن
وسایل مورد نیاز : ؟؟؟؟؟؟

شرح آزمایش: از آن جایی که زندگی کردن نمیدونم چیه، ولی دارم زندگی می کنم، موضوع اینه که نمیدونم زندگی به چه معناست ، اصلا زندگی ینی چی؟ زندگی خودش یه آزمایش به حساب میاد ، یعنی یه دوره ای قبل از مرگ، که یه جور امتحانه ،
این امتحان از دوره ی نوزادی شروع میشه و به طور معمول تا ۷۰ یا ۸۰ سال ادامه داره،
البته چون خدا خیلی مهربونه، خیلی تو امتحانمون راهنماییمون می کنه ولی خب، بعضی ها هستند که به تقلب یا همون راهنمایی هایی که خدا تو زندگی بهمون میکنه، اعتقادی ندارند، یعنی به قول خودشون اهل تقلب نیستند، البته تقلب توی امتحان زندگی لازمه چون ما با استفاده از راهنمایی های خدا، زندگیمونو تفسیر میکنیم و می فهمیم که برای گرفتن نمره ی خوب باید چه کارایی رو انجام بدیم و چه کارایی رو نه! اون هایی که به راهنمایی های معلمشون( خدا) گوش نمیدن، همونایی اند که توی جهنم به سر میبرند، ینی اون تنبلایی که سر امتحان حوصله نوشتن جواب رو هم نداشتن! بابا خدا داره این همه راهنماییمون میکنه ، کمکمون میکنه، باز  ما مثل احمق هاجواب اشتباه رو می نویسیم!
خدا این همه پیامبر و راهنما نفرستاده که ما نمره ی زیر صفر بگیریم،
اونا رو فرستاده که کمک کنند سر امتحان مثل آدم جواب بدیم! 
اونا راه راست رو به ما نشون دادن، گفتن که چی کار کنیم تا خوب باشیم ولی ما هنوز عادت داریم از روی ورقه ی بغل دستی مون نگاه کنیم! اون هم که از ما بدتر،
هر چی اون می نویسه ما هم می نویسیم!
بعد آخرش همه چرت و پرت در میاد، والا!
آخه چرا باید جواب درست رو ننویسیم؟؟؟
من نمی دونم چرا،
در هر صورت زندگی همون امتحان قبل از مرگه! ( تست هوش)
خب داشتم میگفتم که زندگی کردن چیه:
از نظر من (حالا آدم مهمی هم نیستما ) زندگی به درد نمی خوره، البته نه اینکه به درد نخوره به درد من نمیخوره، البته بهتره بگم من به درد زندگی نمیخورم! آره ، آخه یکم امتحان من سخت تر بود، ینی مال همه سخته ها، ولی خب، بقیه زرنگن از خدا نا امید نمیشن،
من ولی خیلی احمقم همش گریه میکنم، غصه می خورم، جیغ میزنم، داد میزنم، گاهی ورقه ام رو خط خطی میکنم، کلا دیوونه ام،
ولی فکر کنم خدا با مشکلم کنار اومده، ینی همین که نمی تونم با زندگی کنار بیام،
اصن خیلی وحشتناکه، این که احساس کنی امتحانت داره تموم میشه ولی بعد ببینی چن تا سوال دیگه مونده هنوز!
ینی....
واااااای نه
چن سال طول می کشه تا اینارو هم جواب بدم، کاش میشد برگه ی امتحانمو زودتر بدم!
خسته شدم، دستم داره میشکنه، خدایا به من بینوا رحم کن!
اشکالی داره ورقه امو خالی بدم؟؟
از نظر من اگه نمره منفی داره، بهتره خالی بدم تا اینکه جواب بدم و اشتباه باشه،
خب
به هر حال تا همین جاش هم خیلی اشتباه کردم، اونقدر نوشتم و پاک کردم که پاک کنم( همون توبه) داره تموم میشه! ینی فکر کنم اگه یه بار دیگه توبه کنم، خدا قبول نمی کنه، آخه تنها آدمای روی زمین نیستند که ، خدا هم داره از دستم خسته میشه!
خدایا خیلی خسته شدی از دستم؟؟؟
آخ... خودم میدونم چقدر از دستم ناراحتی!
خدایا ولی فکر کنم باید برم شنوایی سنجی،
آخه تو همش بهم میگی از این راه برم ولی من چپه میرم! احتمالا مشکل شنوایی دارم!!!
مشکل بینایی که ندارم، نه؟؟
اوه نه ، ندارم!
چه خوب، اگه داشته بودم هم تا الان برطرف شده، آخه هویج زیاد میخورم!
خب، داشتم می گفتم؛
کجا بودم؟؟؟
آها ...
بعد از زندگی، ینی موقعی که میمیرم باز هم یه آزمون دیگه باید بدیم!
البته این یکی با قبلی فرق میکنه، اینجا باید شفاهی جواب بدیم! ینی خدا از هممون می پرسه که تو آزمون زندگی، چی کار کردیم،
 به.. به
حالا نوبت میرسه به تصفیه حساب!
اینجا تنبلا مشخص میشن،و زرنگ ها هم همین طور!
تنبل ها باید تنبیه بشن، زرنگ ها باید تشویق بشن! تشویقشون چیه؟؟
همینه که خدا میگه:« به بهشتی که وعده داده بودیم، وارد شوید! »
خب این دقیقا همون لحظه ایه که من باید بشینم یه گوشه، حسرت اونایی رو بخورم که تو امتحانشون فقط از خدا راهنمایی گرفتن، و الان دارن وارد بهشت میشن!
( اونایی که خودشون رو به کری نزده بودند )
بله...
اینم از سرگذشت من،
( همه رو پیش بینی کردم ) به هر حال لازمه که آدم آینده نگری هم داشته باشه، همش که نباید مثل من حسرت گذشته رو خورد!
خب...
من که رفتم به امتحانم و امتحاناتم برسم!
با آرزوی قبولی در امتحانات!


تصاویر زیباسازی نایت اسکین
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

تاریخ : دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 | 03:42 ب.ظ | نویسنده : شراره : | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.