تبلیغات
`* ❤.* عاشقی عشقه - ترس

غصه(قصه) هایم تمامی ندارند...
نمیدانم موضوع چیست!
فقط حرف بلدم بزنم،
و عمل بلدم نکنم،
و نصیحت بکنم!
هعی...
"آدم بودن" چیز خوبی است،
خیلی جاها به درد "آدم" میخورد...
مثلا ادب را افزایش میدهد،
سطح تفکر را بالا میبرد....
و "آدم" را از احمق بودن، در می آورد!
خلاصه که.....
هیچ،
من هیچ وقت حرف هایم را خلاصه نمیکنم،
شاید نصفه نیمه حرف بزنم،(مثلا نصف حرف هایم را فردا بزنم) ولی
هیچوقت خلاصه نمیکنم حرف هایم را....
حرف هایم را کامل به آدمیان منتقل میکنم،
شاید در روند تشکیل سلول های سالم تری در مغزشان کمک کند...
شاید
از اینکه اینقدر سلول های زبان من فعال و پر جنب و جوش اند، 
سلول های مغز آن ها هم به حرکت افتاده، 
و سبب تفکرات صحیح آن ها شود....
شاید
هدف از خلقت خری چون من،(خدا منو ببخش)
تنها، ضربه خوردن از آدم ها نباشد،
شاید بهتر است
گاهی
خودم هم
مثل آن ها باشم...
مثل آن ها فکر کنم،
رفتار کنم، حرف بزنم...
در دنیای تاریک روح و روان من،
"آدم ها"
وحشتناک و عذاب آور، زشت و بی خاصیت شکل گرفته اند.
ولی
ادعای آن ها چیز دیگری میگویند!
آن ها خود را دوست داشتنی فرض میکنند و عاقل...
دیگر درباره "آن ها" چیزی نمی گویم.
شاید
تصمیم بگیرم
کمی
به خودم برسم،
و خودم را درست کنم.
همین


تصاویر زیباسازی نایت اسکین

تاریخ : شنبه 25 فروردین 1397 | 10:32 ق.ظ | نویسنده : شراره : | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.